
۱۳۸۷-۰۵-۰۲
توهم پرندگان

۱۳۸۷-۰۴-۲۵
خانهی رامبراند

رامبراند علیرغم مایهداریش، یه زمانی دیگه نمیتونه قسطهای خونه رو بده و در نتیجه کار به حراج و این چیزها میکشه و بانک یه فهرست کامل از وسایلی که توی هرکدوم از اتاقهای خونه بوده تهیه میکنه، که به اضافهی نقاشیهایی که رامبراند از قسمتهای مختلف خونه کشیده، منبع اصلی بازسازی وسایل این خونهست. لابد میدونین که این ملت از وقتی که نافشون بریده شده، تاجر و بانکدار و بورسباز و از این حرفها بودن.
در ضمن رامبراند متولد و بزرگشدهی لایدنه.
۱۳۸۷-۰۴-۲۴
بیجنبگی فرهنگی و فرهنگ بیجنبگی

در مورد موزهی خانهی رامبراند فردا مینویسم. فیلم نارنیا هم مثل همهی فیلمهای تخیلی که برای بچهها ساخته شده، به دیدنش میارزید، به خصوص اگه یه سابقهی ذهنیای هم ازش داشته باشی.
کنسرت لئونارد کوهن هم خیلی خوب بود. رفیقمون در 74 سالگی واقعا سرحاله و صداش هم خیلی خوب مونده. هرچند چیز جدیدی نخوند، ولی همون قدیمیهاش هم با توجه به کرم دههی 70 من خیلی حال داد. جمعیت هم ظاهرا این جنبهی داستان براشون جذاب بود و در نتیجه کوهن هم مثل هر پیرمرد دیگهای از خوشصحبتیش استفاده کرد. چندین بار اعضای گروهش رو همراه با خم کردن سر و برداشتن کلاه معروفش معرفی کرد، از مردم برای زنده نگه داشتن ترانههاش تشکر کرد و به حضور در جمعشون افتخار. وقتی هم که (مطابق انتظار) بعد از تشویقهای مردم دوباره برگشت روی صحنه، ترانهی «من سعی کردم ترکت(ون) کنم» رو خوند!
توضیح: عکس تزئینی است.
۱۳۸۷-۰۴-۱۳
گرگ انسان یا چگونه هابز را در گور بلرزانیم

هنوز هم شوکه میشم وقتی برق چشم یه گرگ رو تو صورت آدمها میبینم، به خصوص اگه طرف آشنا باشه.
پ.ن. این آخرش رو میدونم که خیلی آبکی شد، ولی نتونستم بر وسوسهی آبکی نویسی غلبه کنم.
۱۳۸۷-۰۴-۱۲
تهران دههی 50

لینک روز: "موانع فرهنگی" چیستند؟ از یک مهندس خسته.
اشتراک در:
پستها (Atom)