
1- تعداد پسرها و دخترهای ورودی کارشناسی فیزیک کموبیش برابره، ولی استاد تمامهای مرد، دهبرابر استاد تمامهای زن هستن.
2- فرانسه، ایتالیا و کشورهای اروپای شرقی، بالاترین نسبت استاد تمام زن به مرد رو توی اتحادیه اروپا دارن و هلند، آلمان و انگلیس پایینترینها رو.
3- نیمی از زنهای فیزیکدان هرگز بچهدار نمیشن.
4- 55 درصد فیزیکدانهای زن آلمانی با یک فیزیکدان ازدواج کردهاند.
5- شانس مردهایی که در سن پایین بچهدار شدن برای پیدا کردن یه شغل دائم دانشگاهی 80 درصد و شانس زنهایی که در سن پایین بچهدار شدن 50 درصده.
6- بیشترین ریزش زنها در مرحلهی پستداک (پسادکتری) اتفاق میافته.
7- توی این مقاله که سال 97 توی نیچر چاپ شده، تاثیر جنسیت نویسندهی مقاله روی نظر داور بررسی شده. اسم نویسندهی مقاله یکسانی رو برای گروههای مختلف داورها به صورت مونث (Joan T)، مذکر (John T) و با حروف اختصاری (J T) نوشتن. داورها به طور متوسط به نویسندهی مذکر بیشترین نمره و به نویسندهی مونث کمترین نمره رو دادن. از اون جالبتر اینکه داورهای مونث هم دقیقا همینکار رو کردن یعنی به زنها نمرهی کمتری دادن.
8- 70 درصد مردها فکر میکنن که از متوسط مردها کیفیت کارشون بهتره. این عدد برای زنها همونیه که باید باشه، یعنی 50 درصد.
9- زنها به طور متوسط مقالههای کمتری چاپ میکنن، ولی مقالههاشون به طور متوسط بیشتر ارجاع میگیره.
10- دخترهایی که به مدرسهی تکجنسیتی رفتهان در مقایسه با دخترهایی که دبیرستان مختلط رفتهان، به طور متوسط بیشتر به مرحلهی استادی میرسن.
تفسیر از من:
ردیفهای 6 و 8 و 9 و 10، تاثیر خالیبندی رو در موفقیت در این شغل نشون میده که به وضوح (به طور متوسط) مردها توش بهترن.
ردیفهای 3 و 4 و5 تاثیر عدم تقارن زندگی زناشویی (به ویژه سختافزاری) رو توی موفقیت شغلی نشون میده.