‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸-۰۱-۱۳

تاثیر تبلیغات؟

الف پسر ده‌ساله‌ی یه خونواده‌ی فرهنگی و ب عموی شصت‌ساله‌شه.

- راستی، این (یه آدرس جی‌میل) آدرس ای‌میل الفه. فقط برای چت* ادش نکن.
- چرا نکنم؟
- مامانش زیاد راه دستش نیست که بره توی اینترنت. این ای‌میل رو هم به زور ب داره. یعنی ب راضیشون کرده. برای همین چت رو بهش یاد ندادیم.

* این کلمه در فهرست کلمه‌هایی که باعث به ف رفتن وبلاگ می‌شه نیست؟

۱۳۸۷-۱۱-۰۱

عکس روی دیوار

بریده از سوربز نوشتهی ماریو بارگاس یوسا ترجمهی عبدالله کوثری نشر علم (بهمن معرفیش کرده).

صفحهی 16-17:
آن خانهی کوچک در خیابان سزار نیکولاس پنسون، نبش گالوان، شاید دیگر در سرسرای ورودی پذیرای مهمانان نمیشود، همانجا که بنا بر رسم جای تصویری از باکرهی آلتاگراسیا و لوح برنجینی با این نوشته بود: «در این خانه تروخیو رییس است.» آن لوح را به نشانهی وفاداری نگاه داشتهای؟ نه، حتما پرتش کردهای توی اقیانوس، مثل هزاران هزار دومینیکنی که آن لوح را خریدند و توی خانهشان گذاشتند، آن هم جایی که بیشتر از هرجای دیگر توی چشم باشد، تا هیچکس در وفاداری آنها به رییس شک نکند و بعد وقتی این طلسم شکسته شد، چه تلاشی کردند تا همه نشانههای آن را پاک کنند، چون نمایندهی چیزی بود که شرمسارشان میکرد، یعنی بزدلی آنها. پاپا، شرط میبندم که تو هم لوح خودت رو گم و گور کردی.

۱۳۸۷-۱۰-۱۴

چفیه

به نظر شما اگه کسی به اطلاعات محرمانه دسترسی داشته بوده باشه و چند وقت پیش کلی چفیه به تولیدیها سفارش داده باشه و الان در حال بردن حالش باشه، اشکالی داره؟

اونایی که اوایل تابستون 2001 سهام شرکتهای هواپیمایی و هواپیماسازی رو فروخته بودن چی؟

۱۳۸۷-۰۹-۱۶

به‌زودی از شبکه‌ی اول

کاساندرا پیشگوی ناکام وقایع شوم: می‌شه لطفا در مورد سیاست جدید دولت در مورد سه‌برابر کردن نرخ ارز توضیح بدین؟

ناپلئون سوم امپراتور فرانسه: این مساله خیلی ساده است. بذارین من یه سوالی بپرسم. اون گروهی که می‌رن توی بازار و ارز می‌خرن، کیا هستن؟ و اصلا ارز خارجی به چه دردشون می‌خوره؟ ما بررسی کردیم و دیدیم اینا همشون کسایی هستن که ارز رو برای تفریحشون در کشورهای خارجی می‌خوان. خوب آخه چرا به مردم فشار می‌آرین برای تفریح خودتون؟ این انصافه؟ این عدالته؟ حالا البته باز از فردا یه عده‌ای سر و صدامی‌کنن که آی این باعث تورم می‌شه و چه و چه. اینا رو البته ما می‌شناسیم و همیشه وقتی ما می‌خوایم یه‌کاری بکنیم، جنجال درست می‌کنن، ولی مردم دیگه شناختنشون. آخه عزیز من این‌چیزها که باعث تورم نمی‌شه. این تئوری‌ها دیگه توی بقیه‌ی کشورها هم معلوم شده که غلطه.

۱۳۸۷-۰۸-۱۱

باز هم آمار انتخابات آمریکا

پایین این صفحه‌ی ویکی‌پدیا، یه جدولی هست که توش تمام انتخاباتهای برگزار شده ردیف شدن. روی هر کدوم که کلیک کنین، آمار اون انتخابات رو در می‌آرین. از جزییات تاریخی بگیر تا کاندیداهای درون حزبها. این صفحه‌ها خوراک فتیش عدد و آمار این دفعه رو فراهم کرد.

دوتا دلیل برای این‌که چرا باید فقط چهارتا انتخابات اخیر رو از نطر آبی یا قرمز بودن ایالتها تحلیل کرد وجود داره (نوشته‌ی قبلی رو ببینین). اول این‌که در 7تا از 10تا انتخابات قبل از این 4تا، طرف برنده رسما بازنده رو له کرده. مثلا سال 1984، ریگان 525 به 13 برنده شده و در واقع فقط مینه‌سوتا و ناحیه‌ی کلمبیا رو باخته. البته هم‌چنان به پای پیروزی آقا جورج واشنگتن نمی‌رسه که دوره‌ی اول همه‌ی رایها رو جمع کرده. دلیل دیگه‌اش هم اینه که وقتی عقبتر می‌ریم، جهت‌گیری ایالتها عوض می‌شه. مثلا سال 1976 تگزاس به کارتر (دموکرات) و کالیفورنیا به فورد (جمهوری‌خواه) رای داده.

دیگه این‌که در صد سال اخیر، بعد از 1912 که رای مطلق (بدون در نظر گرفتن سیستم خبرگان و وزن ایالتها) ویلسون 42 درصد بود، کلینتون کمترین رای مطلق (43 درصد) رو در سال 92 به دست آورده. دلیل اصلیش اینه که یه بابایی به اسم راس پرو (یادتونه تلویزیون ایران چقدر به این بابا علاقه داشت؟) اون سال به عنوان کاندیدای مستقل 19 درصد آرای مطلق رو به دست می‌آره، ولی حتی یه‌دونه رای خبرگان (یا یه ایالت) رو نمی‌بره. از همون موقع بحثش هست که این‌جور کاندیداها رای دموکراتها رو می‌شکنن و خودشون هم چیزی نمی‌شن. معادل وطنیشو به یاد بیارین!

البته همیشه هم این‌جوری نبوده که کاندیداهای سوم چیزی نبرن. مثلا سال 68 جورج والاس 46تا از 438تا رای خبرگان رو برده. اون دوره نیکسون با 301 رای خبرگان انتخاب می‌شه و هامفری دموکرات 191 رای جمع می‌کنه. حالا که بحث رای مطلق شد، اینم بگم که جز دوبار در قرن 19، تنها باری که رییس‌جمهور بیشترین رای مطلق رو به دست نیاورده، سال 2000ه که جورج بوش 47.9 درصد آرای مطلق رو در مقابل 48.4 درصد گور جمع کرده.

یه‌چیز باحال دیگه‌ی این نقشه‌های ویکی‌پدیا اینه که هرچی عقبتر می‌ری، کوچک شدن آمریکا و تغییر رنگ حزبها و نقشه رو می‌بینی، از طرف دیگه می‌بینی که این ایالتهای کوچولوی ساحل شرقی اون موقع نسبت به بقیه رای بیشتری داشتن، یعنی پرجمعیت‌ترین بخشهای آمریکا بودن.

یه انتخابات جالب دیگه هم سال 1824ه که هیچ‌کدوم از کاندیداها نتونستن اکثریت مطلق رای خبرگان رو به‌دست بیارن. در نتیجه مجلس نمایندگان، رییس‌جمهور (آدامز) رو انتخاب کرد که اتفاقا کسی بود که دومین رای رو توی خبرگان به‌دست آورده بود. جالب این‌که در مورد معاون رییس‌جمهور این اتفاق نیفتاد و کالهون رای اکثریت خبرگان رو به‌دست آورد.

از همه باحالتر این‌که خبرگان وقتی می‌رن توی جلسه‌ی خبرگان می‌شینن، حق دارن به هرکی خواستن رای بدن که می‌تونه با اونی که قول داده بودن بهش رای بدن، فرق کنه. آمار این خبرگان دودره‌باز رو می‌شه تو این صفحه‌ی ویکی‌پدیا دید. مثلا دفعه‌ی قبل یه‌کسی که قرار بوده به کری رای بده، به معاون پیشنهادیش (ادواردز) رای می‌ده یا سال 2000 یه‌کسی که قرار بوده به گور رای بده، در اعتراض به کم بودن سهمیه‌ی ناحیه‌ی کلمبیا کلا رای نمی‌ده. از همه باحالتر سال 1872ست که اون بابایی که قرار بوده بهش رای بدن (گریلی) قبل از جلسه‌ی خبرگان می‌میره و 63 نفر از 66 نفر دودرش می‌کنن و به دلیل نه‌چندان جدی‌ای مثل مردن طرف! بهش رای نمی‌‌دن. سه‌تا اسکول ولی وفادار می‌مونن بهش!

۱۳۸۷-۰۸-۰۷

آبی یا قرمز؟

پیشنهاد: اگه نمی‌دونین که داستان کالج الکترال (مجلس خبرگان) در انتخابات آمریکا چیه، اول، آخر این نوشته* رو بخونین.

آخر هفته نشستم و به منظور ارضای فتیش عدد، از توی این نقشه‌ی سی‌ان‌ان (عکس بغل) آمار این‌که رفتار 50 ایالت آمریکا (به‌اضافه‌ی ناحیه‌ی کلمبیا) در 4 انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری چی بوده رو در آوردم. داستان اینه که:

1- 18 ایالت به‌علاوه‌ی ناحیه‌ی کلمبیا (در مجموع 248 رای خبرگان) در 4 انتخابات اخیر به دموکراتها (کلینتون، کلینتون، گور و کری) رای دادن که مهمترینشون کالیفورنیاست با 55 رای خبرگان.
2- 16 ایالت (در مجموع 135 رای خبرگان) در 4 دوره‌ی اخیر به جمهوری‌خواهها (بوش پدر، دول، بوش، بوش) رای دادن که مهمترینشون تگزاسه با 34 رای خبرگان.
3- 8 ایالت (با 75 رای خبرگان) توی این 4 رای‌گیری به رییس‌جمهور (کلینتون، کلینتون، بوش، بوش) رای دادن، در واقع برعکس، به هرکی رای دادن طرف رییس‌جمهور شده. اوهایو (20 رای خبرگان) مهمترینشونه. جالبه که این 8 ایالت در نظرسنجیها یا به نفع مک‌کین هستن یا کاندیداها مساوین باهم . ظاهرا کلینتون رو تحویل گرفته بودن وگرنه ...
4- 5تا ایالت (مهمترینشون فلوریدا با 27 رای خبرگان) هستن که 3بار به جمهوری‌خواهها رای دادن ولی کلینتون یکبار توشون برنده بوده. این 5تا 64 رای خبرگان دارن.
5- 3تا ایالت هستن که مجموعا 16 رای خبرگان دارن و 3بار به دموکراتها رای دادن، ولی بوش یکبار توشون برنده بوده.

* داستان اینه که از هر ایالت یه تعدادی الکتور (خبره) انتخاب می‌شن که می‌شینن دور هم و با رای اکثریتشون رییس‌جمهور انتخاب می‌شه. تعداد خبره‌های هر ایالت دو به‌علاوه‌ی یه ضریبی از جمعیتشونه. حداقل تعداد خبره برای ایالتها سه (هفت ایالت) و حداکثرش 55 (کالیفورنیا) است. ناحیه کلمبیا (دی‌سی) که ایالت نیست و نشیمن دولت و کنگره است هم سه‌تا خبره داره. این‌دوره رییس‌جمهور با حداقل 270 رای انتخاب می‌شه.

در واقع وقتی کسی به یکی از کاندیدها رای می‌ده، به الکتورهایی رای می‌ده که قراره به اون کاندیدا رای بدن. جز دوتا ایالت، در بقیه‌ی ایالتها همه‌ی خبرگان از گروهی که قراره به کاندیدایی که بیشترین رای نسبی رو توی اون ایالت به دست آورده رای بدن، انتخاب می‌شن. یعنی مثلا اگه اوباما بیشترین رای نسبی رو توی کالیفورنیا به دست بیاره، 55 خبره از گروهی که قراره توی مجلس خبرگان بهش رای بدن به نمایندگی کالیفورنیا انتخاب می‌شن. اون دوتا ایالت هم در نهایت فرق زیادی با بقیه ندارن.

برای سادگی می‌شه این‌جوری فرض کرد که هر ایالت یه امتیازی داره و برنده‌ی هر ایالت با بردن اون ایالت (با رای نسبی) به اون اندازه امتیاز جمع می‌کنه و برنده‌ی نهایی کسیه که بیشترین امتیاز رو بگیره. داستان انتخاب معاون رییس‌جمهور هم با اندکی تفاوت همینه. برای همین‌هم در واقع به زوج اوباما-بایدن یا مک‌کین-پالین رای می‌دن ملت.

۱۳۸۷-۰۸-۰۱

ای به روح ماکیاولی

مارتین نیمولر یه شعر کوتاهی داره در مورد آلمان در زمان قدرت گرفتن نازیها. در کشورهای اسپانیایی‌زبان (و البته ایران) مشهوره که شاعر این شعر برتولت برشته. این شعر نسخه‌های زیادی داره که مشهورترینش اینه:

توی آلمان اول رفتن سراغ کمونیستها، جیک نزدم چون کمونیست نبودم.
بعد رفتن سراغ سندیکاییها، جیک نزدم چون سندیکایی نبودم.
بعد رفتن سراغ یهودیها، جیک نزدم چون یهودی نبودم.
بعد ... سراغ من اومدن ... دیگه کسی نبود که چیزی بگه.

هرگونه شباهتی (شباهتهایی) تصادفی است.

۱۳۸۷-۰۱-۲۵

زاگالو و ضیا

ماریو زاگالو را احتمالا می‌شناسید، کسی که در یک بازه‌ی زمانی چهل و چند ساله به عنوان بازیکن (1958)، سرمربی (1970) و کمک‌مربی (1994و2002) با تیم ملی برزیل قهرمان جام‌جهانی شده است. زاگالو در میانه‌ی دهه‌ی هفتاد میلادی، وقتی که کویتیها سرمایه‌گذاری روی فوتبال رو شروع کرده بودند، مربی تیم‌ملی کویت شد. کویتیها اوایل دهه‌ی هشتاد میلادی، قهرمان آسیا و نماینده‌ی آسیا در جام‌جهانی شدند.

ضیا آتابای را هم احتمالا می‌شناسید: خواننده‌ی سابق و فعال سیاسی فعلی.

بازی فینال جام ملتهای آسیا 1976 (تهران و تبریز) بین قهرمان چند ساله (ایران) و قدرت در حال ظهور (کویت) برگزار شد که ایران بازی رو با گل پروین برد. از شواهد امر پیداست که یار دوازدهم تیم ملی (صدا و سیما) اون موقع هم فعال بوده! این فیلم رو (ممنون از حسام) ببینید!

۱۳۸۷-۰۱-۱۰

کشورهای متخاصم

زمان: حدود یک ماه پیش.

راوی: ... مثلا هزینه‌ی سفر مطالعاتی یه دانشجوی دکتری رو می‌دن به شرط این‌که سفرش به کشورهای متخاصم نباشه.
آرون: یعنی کجاها؟
راوی: آمریکا، کانادا، انگلیس.
آرون: می‌فهمم.
راوی: یه جای دیگه هم هست.
آرون: کجا؟
راوی: دانمارک!!!
آرون: به خاطر کارتونهای محمد؟
راوی: آره!
آرون: ایول!
راوی: به همین سادگی ممکنه به خاطر داستان خیرت ویلدرز و فیلمشو از این چیزها، هلند هم بیاد تو این لیست.
آرون: اوهوم. راستی اسراییل هم یه کشور متخاصمه؟
راوی: کجا؟
آرون: اسراییل.
راوی: کجا؟
آرون: اسراییل.
راوی: نشنیدم تا حالا.
آرون: آها. گرفتم.

۱۳۸۷-۰۱-۰۳

کار تخصصی

اینا بخشی از مصاحبه‌ی فرهاد رهبر معاون وزارت اطلاعات در زمان خاتمی (یونسی)، اولین رییس سازمان مدیریت در زمان احمدي‌نژاد و رییس فعلی دانشگاه تهرانه:
-شما در انتخابات نهم، به چه كسي رأي داديد؟
-در دوره دوم به آقاي احمدي‌نژاد رأي دادم.
-در دوره اول به چه كسي؟
-به خاطر ندارم. اما فكر نمي‌كنم به آقاي احمدي‌نژاد راي داده باشم.
...
-شما چه زماني براي اولين‌بار با آقاي احمدي‌نژاد مواجه شديد؟
-عرض كردم كه ايشان من را نمي‌شناختند و حالا كه اينقدر اصرار داريد بد نيست خاطره‌اي را بازگو كنم. ظاهرا آقاي احمدي‌نژاد در مورد من با كسي مشورت كرده بود و دنبال اين بود كه نشست مشتركي داشته باشيم. سراغ من را گرفته بودند و به دفترشان سفارش كردند كه فرهاد رهبر را پيدا كنيد. به اين دليل كه من آدم ناشناسي براي مجموعه آنها بودم،‌ كسي شماره تلفن يا ردي از من نداشت. احتمال داده بودند كه فرهاد رهبر بايد يكي از مديران شهرداري تهران باشد به همين دليل با شهرداري ارتباط برقرار كردند و اتفاقا با كسي صحبت كردند كه نام خانوادگي‌اش رهبر بود. قرار ملاقات با آقاي احمدي‌نژاد تنظيم شده بود و روزي كه ايشان با آقاي رهبر شاغل در شهرداري ملاقات كرده بودند،‌ در مورد مسائل اقتصادي بحث پيش آمده بود و در نهايت متوجه شدند كه اشتباه شده است. مي‌خواهم بگويم هيچ‌گونه دوستي و رفاقتي پيش از دولت نهم با آقاي احمدي‌نژاد نداشتم.

۱۳۸۶-۱۲-۲۸

بد و بدتر

بله، کاملا ممکن است که انتخابات بعدی برویم به ده نمکی رای بدهیم که الله کرم رای نیاورد ...

خیلی مثال باحالی بود. بهترین مثالی که قبل از این به ذهنم رسیده بود، فلاحیان و فاکر تو انتخابات مشهد بود.