‏نمایش پست‌ها با برچسب ورزشی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ورزشی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸-۰۱-۰۳

صدهزار پسری

بریده از نود (دوشنبه 21 بهمن 87):

جواد نکونام: ولی جوی که تو فوتبال ایران هست، تو استادیوم ایران هست، واقعا فرق می‌کنه. اولا که مثلا من خودم تو اسپانیا به بازیکنای تیممون می‌گم صدهزار نفر مرد می‌رن واسه‌ی بازی، حتی روز قبل از بازی می‌رن جلوی استادیوم، می‌خوابن که فردا برن سر بازی، هیچ‌کس باورش نمی‌شه. خوب بالطبع وقتی صدهزارتا فقط مرد می‌آد به استادیوم، یه جوی به وجود می‌آدش که خواه‌ناخواه اون تیمو تحت تاثیر قرار می‌ده.

عکس از استادیوم کافمن در کانزاس‌سیتیه. با گوگلیدن استادیوم نصفه پیداش کردم.

۱۳۸۷-۱۱-۳۰

روزی که ...

روزی که پخش نسبتا مستقیم بازهای المپیک 1992 بارسلونا واقعه‌ی هیجان‌انگیزی بود.
روزی که توپ‌جمعکن‌های مسابقات والیبال و پینگ‌پونگ المپیک 1992 بارسلونا ...


بهانه: برنامه‌ی «ورزش در مسیر انقلاب».

مرتبط: بازی برزیل و ژاپن در المپیک بارسلونا. مسوول «توی ذوق خوردن» احتمالی دوستانی که از توپ‌جمع‌کن‌ها خاطره دارن، نیستم.

۱۳۸۷-۱۰-۰۹

هلندی‌های معمولی

راوی: یکی از خوبیهای این کلاس صخره‌نوردی اینه که با هلندی‌های معمولی هم دمخور شدم. یه کمی تخمینم از اطلاعات عمومی و شعور و این‌جور چیزهای هلندی‌ها تعدیل شده.
هلندی‌های دور میز ناهار: حالا شاید بفهمی که چرا پیم فرتوین این‌قدر رای آورده.

انگیزاننده.

۱۳۸۷-۱۰-۰۵

حیف

اینو شش‌هفت ماه پیش، وقتی که قرار شد قطبی برگرده، نوشته بودم، ولی نمی‌دونم چرا یادم رفت که منتشرش کنم.

آقا من شدیدا از این‌که حق این استیلی بدبخت رو خوردن و نداشتن سرمربی پرسپولیس شه، ناراحتم. فکرشو بکن چه حالی می‌داد اگه سرمربیهای دو تیم، وسط داربی، با هم دست‌به‌یقه می‌شدن؟

عکس از اینجا.

۱۳۸۷-۰۴-۰۳

کری مرتبه‌ی دو

روسها امروز داشتن برای ایتالیاییها و فرانسویها کری می‌خوندن!

۱۳۸۷-۰۳-۲۷

هوپ هلند هوپ

1- هلندیهای اطراف من، قبل از شروع مسابقه‌ها، اصلا به تیمشون امیدوار نبودن. حتی وقتی به بعضیهاشون گفتم که به نظر من، از این گروه هلند و رومانی می‌رن بالا -که البته حالا دیگه زیاد مطمئن نیستم- بهم خندیدن و گفتن که آره! اگه ایتالیا و فرانسه این‌قدر ضعیف باشن که به ما ببازن، به رومانی هم می‌بازن.

2- وقتی بازی با ایتالیا شروع شد و دیدم که ایتالیاییها سه‌تا هافبک دفاعی دارن (سیستم مورد علاقه‌ی میلان و آنجلوتی) فکر کردم فاتحه‌ی بازی بالهای هلند خونده‌ست، ولی از شانس هلندیها سه‌تا هافبک نه‌چندان جوان میلانی (تیم سابق فان‌باستن) روز خوبشون نبود. همین‌طور هم واقعا انتظار نداشتم که ویلی سانیول و پاتریک اورا (دفاعهای کناری فرانسه) این‌جوری جلوی بالهای هلند کم بیارن.

3- مثل هر چهار-دو-سه-یک دیگه‌ای هر وقت بازیکن هدف (فان‌نیستلروی) از جای اصلیش تکون بخوره، اوضاع حریف خیلی به‌هم می‌ریزه، مثل سه‌تا گل آخر هلند.

4- تیمهایی که خوب شروع می‌کنن، معمولا یه جایی می‌خورن به دیوار و قهرمان نمی‌شن. این چیزیه که وضعیت هلند رو به نظر من نگران‌کننده می‌کرد، ولی وقتی گل چهارم رو به فرانسه زدن، بهشون ایمان پیدا کردم. تیمی که در اون شرایط، باز هم حمله بکنه، کارش درسته. هرچند هنوزم ته دلم قرص نیست.

5- همون‌جور که مریم نوشته، بازی با ایتالیا رو تو خونه دیدیم. ولی بازی دوم رو با بچه‌های موسسه رفته بودیم کافه. در واقع اول توی یکی از اتاقهای پشتی که تلویزیون نداشت، شام خوردیم و بعدش اومدیم توی صحن! کافه در کنار پنجاه‌تا نارنجی‌پوش مودب (باور می‌کنین به فرانسویها فحش نمی‌دادن؟) بازی رو دیدیم. شاممون یه کمی طول کشید و ده‌پانزده دقیقه‌ی اول بازی (و گل اول) رو از دست دادیم. وقتی هلند گل زد، از بیرون صدای جیغ و فریاد اومد و چند نفر دویدن بیرون که ببینن کی گل زده که البته هیچ‌کدومشون از اون چند نفر هلندی نبودن!

6- آقا درسته که مثل همیشه کاملا تصادفی! آلمان افتاده قاطی تیمهای ضعیف، ولی مثل این که این دفعه مسوول تصادف حواسش به کرواسی نبوده که بندازدش یه جای دیگه.

7- دیدن روسیه چقدر شبیه هلند بازی می‌کنه؟

8- تلویزیون هلند قبل از شروع بازی با ایتالیا تمام تلاشش رو برای تحقیر حریف کرد. چند تا فیلم چند ثانیه‌ای طنز از صحنه‌ی شاخ زدن زیدان به ماتراتزی، تیکه‌های این فیلم بوزتو در مورد تفاوت ایتالیاییها و بقیه‌ی اتحادیه‌ی اروپا رو به اضافه‌ی یه سری عکس از خانم مارا کارفانیا مدل سابق و وزیر فعلی کابینه‌ی برلوسکونی، چند بار پخش کردن.

9- می‌دونین اگه بازی چک و ترکیه مساوی می‌شد چی می‌شد؟ صفحه‌ی 16 دستورالعمل 59صفحه‌ای مسابقات رو ببینین. گزارشگر تلویزیون ایران چی می‌گفت؟

10- سر و صدای ترکهای هلندی وقتی ترکیه برد، جالب توجه بود!

11- عکس رو مریم تو کافه گرفته.

۱۳۸۷-۰۳-۱۴

تب نارنجی

1- دو هفته‌ای می‌شه که این دور و ور همه‌چی فوتبالی شده، از تبلیغات فوتبالی تلویزیون بگیر تا پرچمهای سه‌رنگ هلند و پرچمهای اورانیه (نارنجی) که در ابعاد مختلف همه‌جا ظاهر شدن و خونه‌هایی که پرچم نارنجی یا عکس بازیکنهای تیم ملی هلند رو پشت پنجره‌هاشون زدن. یکی از همسایه‌ها که از وقتی که ما اومدیم پرچم فینورد پشت پنجره‌اش بود، پرچم رو برداشته و جاش یه پرچم اورانیه زده.

2- فروشگاه‌ها هم که طبیعتا به هر بهانه‌ای شهر رو شلوغ می‌کنن. بلوکر (یک فروشگاه زنجیره‌ای) محل ما مدتیه که توی ورودیش، لوازم فوتبال چیده و از شیر مرغ تا بوق استادیوم به رنگ نارنجی! می‌فروشه. جالب اینه که لوگوی بلوکر اصولا نارنجیه!

3- حالا وسط این تب نارنجی، یه بابایی ویم رو دعوت کرده سوییس. البته منظور از دعوت اینه که بلیط رفت‌وبرگشت و هزینه‌ی اقامتشو تو یه هتل پنج ستاره تقبل کرده، یه بلیط بازی هلند-ایتالیا (دوشنبه‌ی دیگه) هم روش! عجیب حسودیم می‌شه بهش.

4- از جیووانی پرسیدم برنامه‌ات چیه دوشنبه‌ی دیگه؟ گفت یه تی‌شرت لاجوردی می‌پوشم که روش نوشته «اورانیه ساکز» و می‌رم لایدزه‌پلین. حتما همین کار رو می‌کنه!

5- این ملت که چند قرن می‌شه به بی‌غیرتی معروفن و بهش افتخار می‌کنن& یه تعصب فوتبالی‌ای ناجوری نسبت به آلمانیها دارن. رفیق اگه آلمان و هلند تو حذفی خوردن بهم، می‌تونی روی سه‌روز اقامت تو خانه‌ی ما حساب کنی (با همراه).

6- دو نفر رو می‌شناسم که هم‌زمان با بازی هلند و ایتالیا سوار هواپیما از ایتالیا می‌آن هلند.

7- خوبیش اینه که بیشتر تیمهای پاچه‌گیر مثل روسیه و یونان و سوئد افتادن تو یه گروه (بیچاره اسپانیا). خدا رومانی رو به خیر کنه. روسیه رو هم دریابین با خوس هیدینک و دیک آدفوکات.

لینک(های) روز: «از شریعتی پریم تا ارتفاع کم از سطح گند» از آق‌بهمن و «بی‌خبر» از در مورد حماقت. عجیب احساس شباهت می‌کنم بهشون.

۱۳۸۷-۰۲-۲۷

امپراتورو ببین!

وقتی کسی رو نداری که باهاش برای فردا ساعت دو قرار بذاری، یعنی غریبی.
وقتی مطمئن نیستی که وسط بازی، تصویر قطع و وصل نمی‌شه و مجبور نمی‌شی که عطای دیدن مسابقه رو به لقاش ببخشی، یعنی غریبی.
وقتی حتی مطمئن نیستی که اگه فردا هوا آفتابی باشه، بی‌خیال نمی‌شی و نمی‌ری بیرون که آفتاب بخوری، یعنی خیلی غریبی.

پ.ن: عکس رو از صفحه‌ی اول جهان فوتبال دیروز (+) برداشتم.

لینک روز: قل کاوه از اف‌پریم.

۱۳۸۷-۰۱-۲۵

زاگالو و ضیا

ماریو زاگالو را احتمالا می‌شناسید، کسی که در یک بازه‌ی زمانی چهل و چند ساله به عنوان بازیکن (1958)، سرمربی (1970) و کمک‌مربی (1994و2002) با تیم ملی برزیل قهرمان جام‌جهانی شده است. زاگالو در میانه‌ی دهه‌ی هفتاد میلادی، وقتی که کویتیها سرمایه‌گذاری روی فوتبال رو شروع کرده بودند، مربی تیم‌ملی کویت شد. کویتیها اوایل دهه‌ی هشتاد میلادی، قهرمان آسیا و نماینده‌ی آسیا در جام‌جهانی شدند.

ضیا آتابای را هم احتمالا می‌شناسید: خواننده‌ی سابق و فعال سیاسی فعلی.

بازی فینال جام ملتهای آسیا 1976 (تهران و تبریز) بین قهرمان چند ساله (ایران) و قدرت در حال ظهور (کویت) برگزار شد که ایران بازی رو با گل پروین برد. از شواهد امر پیداست که یار دوازدهم تیم ملی (صدا و سیما) اون موقع هم فعال بوده! این فیلم رو (ممنون از حسام) ببینید!

۱۳۸۷-۰۱-۲۲

فیفا از 94 تا 2007

اولین خاطره‌ای که از فیفا* دارم، اون دوتا فلاپی‌ایه که کل فیفا 94 روشون بود و سام دادش به سامان و بعدیش هم تابستون 74ه که می‌رفتیم سایت صنایع و با کوروش و بقیه‌ی بروبچس فیفا می‌زدیم که البته دونفری هم نمی‌شد بازی کرد، در نتیجه جدا‌جدا بازی می‌کردیم و اگه تیمهامون به هم می‌خوردن، هرکدوم یه نیمه بازی می‌کردیم. بعدش 96 اومد و داستان دستم روی شوته! و گلهای تکراری مثل سانترهایی که همیشه گل می‌شد و شوت باجو از وسط زمین که اونم همیشه گل می‌شد و بابا مامان بابک که عجب حوصله و صبری داشتن که سروصدای سه‌تا نره‌خر رو نصفه‌شبها تحمل می‌کردن.

بعد 97 اومد که گل تکراریش بزن زیرش تا مهاجم از آفساید فرار کنه و بزنه تو گل بود و بعدش 98 که گل تکراریش دریبل کردن با کیو بود و سام که روماریو رو می‌ذاشت توی دروازه، چون 98 فرق بین کنترل توپ با پا و کنترل توپ با دست رو نمی‌فهمید و بابک که همه‌ی امتیازهای بازیکنهای خودشو ماکزیمم کرده بود و من که چون با مالدینی حال می‌کردم، ترکیب تیمم رو به سمت چپ نامتقارن می‌چیدم**. و می‌آیم جلو تا برسیم به 2007 که افسردگی هفته‌های آخر ایران بودنم رو با صبح تا شب بازی کردنش گذروندم.

دیگه بگم از جدولهای مفصل تواناییهای مختلف بازیکنها که هنوزم کلیشو دارم، چه به صورت کاغذی چه به صورت اکسلی، که البته این داستان برای کسایی که با فتیش عدد من آشنا هستن، نباید زیاد عجیب باشه!

دلم نیومد از ام‌پی‌ساکر روی کمودور 64 و رفیق فابریک 10‌سالگیم (امیرحسین) ننویسم. اسم انگلیسی کلی از کشورها رو از ام‌پی‌ساکر یاد گرفتیم، مثل هانگری که اولش فکر می‌کردیم باید یه کشورآفریقایی باشه چون گشنه‌شونه. آهنگ بازی الان داره تو سرم می‌چرخه. مامان‌بزرگم هم همیشه گیر می‌داد که این پروانه‌ها چی هستن که دارن تو تلویزیون بالا و پایین می‌رن و قانع نمی‌شد که فوتبالیستن. خداییش شکلشون هم برای فوتبالیست بودن خیلی انتزاعی بود!

حالا اینارو نوشتم که بگم قراره به لطف اینترنت پرسرعت بساط عیش و عشرت دوباره برقرار بشه!

* سری بازی فیفا ساخت شرکت الکترونیک آرتز.
** بچه ها داستان جمال حاجی رو یادتونه؟

پ.ن: سام گفت داستان برعکس بوده و سامان دیسکتها رو داده بهش.

۱۳۸۷-۰۱-۰۵

کل‌کل

- آقا سال نوت مبارک.
-سال نوی تو هم مبارک. امیدوارم در سال جدید به همه‌ی آرزوهات برسی جز یکی.
-قهرمانی پرسپولیس؟